ابزار وبلاگ

زنی از طبقه متوسط ولی محکم و استوار در فیلم «پرسه در حوالی من»

لاو سینما : سینمای ایران و جهان

خامی فیلمنامه و ناقص بودن شخصیت سایه ، شمایل سمپاتیک و قابل باوری از این زن تنها و غمگین نمایش دهد.

آخرين به روز رساني : چهارشنبه 24 مرداد 1397


کل مطلب : 4411 مطلب / کل بازديد : 567,3111
تبليغات

تبليغات
خرید بلیت به وقت شام
خريد بليت فراری
خرید بلیت لاتاری
خرید بلیت لونه زنبور
خرید بلیت مادر
خرید بلیت خرگیوش





موضوع : سینمای ایران
کد مطلب : 4179
تاريخ انتشار : چهارشنبه 27 دي 1396 - 13:39

«پرسه در حوالی من» اولین ساخته غزاله سلطانی است که پیش از این سابقه فیلمسازی در حوزه مستند و کوتاه را داشته است و مستند وی درباره عزت الله انتظامی در سال۸۸ با نام «و این آسمان آبی» او را بیش از هرچیز نزد مخاطبان سینما شناساند، اما درکنار این فعالیت در زمینه مستند، سلطانی چند فیلم کوتاه همچون «باغ بی برگی» دارد که در برخی فستیوال های خارجی از جمله کن نیز شرکت داده شده اند.
فیلم پرسه در حوالی من آنچنان که از نامش پیداست، حکایت پرسه ها و رفت و آمد های گاه و بیگاه زنی است که در آستانه سی سالگی قرارگرفته است. جایگاهی که برایش جایی برای سنجش و ارزشگذاری است . از یک طرف گذشته و خاطرات تلخش را مرور می کند و از طرفی آینده و تنهایی اش را به ذهن می آورد.
غزاله سلطانی با تجربه مستند سازی که داشته است، سعی کرده که حال و هوایی رئال به فیلم زنانه غم انگیزش بدهد و تا جایی که امکان دارد از میزان گریه و اشک فیلم های این چنینی بکاهد و زنی از طبقه متوسط ولی محکم و استوار را به تصویر بکشد . زنی که به هر دری می زند تا زندگی اش بهتر شود و به رویایش برسد و در گذر از این سختی ها و مشکلات نه کمر خم کند، نه از کسی کمک بگیرد، نه شکایت و گله کند. زندگی را با تمام تلخی ها و بی رحمی هایش زندگی کند و از زن بودنش نهراسد.
رویا یکی از مضامین مورد علاقه سلطانی است که در چند فیلم کوتاه و همین فیلم بلند داستانی اش بیش از هرچیز مورد تاکید و تمرکز قرار گرفته است. مهراوه شریفی نیا در نقش سایه، بازیگر نقش اصلی فیلم، قهرمان نیست و سودای قهرمانی هم ندارد، زن مطلقه آرامی است که در گوشه ای از این شهر بزرگ زندگی می کند، با دوستانش معاشرت و رفت و آمد دارد و در ازای کاری که در یک دفتر مسافرتی دارد، گذران زندگی میکند. زنی که غزاله سلطانی در این فیلم به تصویر کشیده، اگرچه سودای قهرمانی ندارد، ولی از رسیدن به رویایش هم کوتاه نمی آید و با وجود غیرعادی و غیر طبیعی بودن آن هرکاری می کند تا به آن دست یابد.
سایه از ابتدای داستان رویای داشتن فرزند پسر دارد و با وجود اینکه از همسرش بهنام متارکه کرده و ما چیزی از آن رابطه نمی دانیم، به بهزیستی می رود و تقاضای نگهداری فرزند می کند، اما موفق نمی شود و از روش دیگری که یکی از دوستانش به او پیشنهاد می کند برای مدتی لذت نگهداری و زندگی با یک نوزاد ذکور را تجربه می کند تا اینکه متوجه می شود….
فیلم به واقع پتانسیل یک فیلم بلند داستانی را ندارد و در طول هفتاد و چند دقیقه اش بارها دچار لکنت و سکته می شود. بسیاری از مقدمات و نقش های فیلم خیلی ضروری به نظر نمی رسد و شاید با یک تدوین دیگر و کوتاهتر شدن فیلم بسیاری از مشکلات فیلم که تا حدودی آن را کسل کننده کرده است بر طرف می شد. از طرفی فیلمنامه و داستان و شخصیت ها، هم خیلی دیر راه می افتند و هم خیلی کم پرداخت می شوند. تمام کاراکترهای مربوط به دوستان سایه می توانند حذف یا خلاصه شوند و داستان اصلی یعنی همان رویای بچه داشتن زودتر شروع و به نتیجه برسد.
نتیجه و فینال فیلم نیز از دیگر مشکلات اولین فیلم بلند داستانی غزاله سلطانی است و این همه های و هوی و رفت و آمد برای بچه دار شدن با ملاقاتی که با مادر اصلی نوزاد صورت می گیرد، خیلی زود به اتمام می رسد و گویی تمام جهان هستی شریک شده اند تا سایه اندکی و تنها اندکی احساس خوشبختی و شادی نکند و به تنها آرزویش در زندگی نرسد و تنها کورسوی امیدی هم که به دست آورده اینگونه توخالی و آسیب دیده،تلف شود.
مهراوه شریفی نیا در نقش سایه و بهناز جعفری در نقش کوتاهی که در نیمه دوم فیلم دارد ، اجراهای قابل قبولی داشتند بخصوص مهراوه شریفی نیا که بار اصلی باورپذیری داستان و نقش را برعهده داشت و توانست با وجود خامی فیلمنامه و ناقص بودن شخصیت سایه ، شمایل سمپاتیک و قابل باوری از این زن تنها و غمگین نمایش دهد.

 

مطالب مرتبط
مطلب زنده
پربازديد