لاو سینما : سینمای ایران و جهان

«اجازه دهید با این جمله کاملا کلیشه ای شروع کنم «سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر به پایان رسید و ما هنوز در حال اختراع چرخ از ابتدا هستیم»

آخرين به روز رساني : دوشنبه 19 آذر 1397


کل مطلب : 4671 مطلب / کل بازديد : 695,1561
تبليغات

خرید بلیت شعله ور
خرید بلیت یک کیلو و بیست و یک گرم
خريد بليت چراغ های ناتمام
خرید بلیت داش آکل
خرید بلیت تنگه ابوقریب
خرید بلیت پشت دیوار سکوت
خرید بلیت خرگیوش





موضوع : سینمای ایران
کد مطلب : 4312
تاريخ انتشار : پنجشنبه 26 بهمن 1396 - 15:5

سام کلانتری مستندساز در یادداشتی درباره برخورد با آثار مستند در سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر نوشته و نسبت به اینکه گفته شده این آثار بدون داوری کنار گذاشته شده اند واکنش نشان داد.

در متن این یادداشت آمده است:

«اجازه دهید با این جمله کاملا کلیشه ای شروع کنم «سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر به پایان رسید و ما هنوز در حال اختراع چرخ از ابتدا هستیم»

چقدر دردناک که هنوز این جمله کلیشه ای برای بزرگترین جشنواره فیلم کشور کارکرد مفهومی دارد و چه حیف که امسال هم دبیرخانه جشنواره فیلم فجر نمره قابل قبولی نگرفت...

همین ابتدا بگویم که قصد بررسی عملکرد هیات انتخاب و یا تحلیل شکل داوری جشنواره را ندارم چون باور دارم تمامی افراد حاضر در این ۲ هیات از بزرگان سینما بوده و هستند و هرچه انتخاب کرده اند از نظر بنده حقیر درست ترین شکل ممکن بوده است و تمامی کسانی که قواعد بازی را می پذیرند دیگر حق زیر سوال بردن شکل داوری ها را ندارد اما قضیه از جای دیگری برای من شروع می شود. ماه ها پیش بود که مانند هر سال بحث حضور یا حذف سینمای مستند از جشنواره فجر شروع شد؛ بحثی نافرجام که در هر دوره از طرف مسئولان آغاز می شود و به شکل های مختلف آنها تمام توان خود را جهت حذف سینمای مستند از این رویداد به کار می گیرند.

طبق روال معمول، دبیر محترم تعدادی از صاحب نظران و بزرگان سینمای مستند را دعوت کرد و چانه زنی ها شروع شد. چانه زنی ها بر سر بودن یا حذف یکی از تاثیرگذارترین اشکال فیلمسازی در دنیای مدرن امروزی یعنی «فیلم مستند».

یک طرف میز کسانی بودند که می خواستند از اهمیت جایگاه مستند و نقش استراتژیک آن در ساختار فستیوال ها بگویند و طرف مقابل برگزارکنندگان جشنواره بودند که تمام تلاش خود را می کردند تا بگویند این رویداد ملی متعلق به سینمای داستانی است و تکرار همان جمله نخ نما شده «بهتر است فیلم های مستند در جشنواره های تخصصی متعلق به خودشان شرکت داده شوند تا ارزش و منزلتشان حفظ شود.»

القصه در نهایت آنچه از عزیزان شنیدیم این بود که قرار است یک داور از میان مستندسازان مطلع به احوال سینمای داستانی در میان داوران اصلی جشنواره باشد و دوم آنکه حداقل ۲ فیلم مستند در بخش سودای سیمرغ شرکت خواهد کرد...

چه خوب و امیدبخش! خبر در ابتدا برای من جذاب به نظر می رسید. ظاهرا بعد از سی و شش سال قرار شده بود ما هم مانند ساختار مدرن بسیاری از فستیوال های بین المللی، دسته بندی های میان فیلم ها را برداریم و فارغ از ژانر، تمامی آثار را در کنار هم قضاوت کنیم. به نظر می رسید مسئولان بعد از این جلسات تکراری که هر ساله فقط تعدادشان تغییر می کرد به این اهمیت پی برده اند و با یک بررسی ساده به این نتیجه رسیده اند که وقتی فیلم «خانم فانگ» توانسته برای اولین بار در رقابت با فیلم های داستانی برنده جایزه معتبر پلنگ طلایی از هفتادمین جشنواره فیلم «لوکارنو» بشود یا جانفرانکو رُزی کارگردان صاحب نام ایتالیایی که اتفاقا امسال به عنوان داور، میهمان جشنواره بین المللی «سینماحقیقت بود» توانسته جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز را ببرد یا با فیلم «آتش در دریا» در سال ۲۰۱۶ توانسته در رقابت با تمام فیلم های داستانی برای اولین بار خرس طلایی جشنواره بین المللی برلین را به دست بیاورد، چرا ما در فستیوال فجر به روز نشویم و این شکل مدرن را اجرایی نکنیم؟ همه فکر می کردیم بالاخره قرار است ما هم بعد از ۳۶ سال به روز شویم و واژه های کهنه مستند، داستانی و… را حذف کنیم و مانند همه جشنواره های معتبر جهان به آثار سینماگران فارغ از ساختارشان نگاه کنیم اما چه خیال خام و اشتباهی!

اسامی فیلم ها درآمد و در همان روز اول با تاکید دبیر محترم بر اینکه ۲ مستند قرار است با فیلم های داستانی رقابت کند شروع شد. لازم است توضیحی در این موضوع عرض کنم که در مورد فیلم کوتاه و ساختار عرضه و پخش آن حرفی ندارم چون اصولا شکل مباحث ارزآوری و صنعت فیلم کوتاه ساختار دیگری دارد. نکته دیگر اینکه بعضی از دوستان وقتی ۲ واژه فیلم مستند و کوتاه را در تصمیم گیری ها در کنار هم قرار می دهند برایم بسیار عجیب است.

داوران عزیز متذکر شدند که اصلا ۲ فیلم مستند را داوری نکرده اند و به دبیر جشنواره گفته اند که لازم است از این فیلم ها تقدیر شودبرگردیم به اصل ماجرا، تاکیدها بر حضور ۲ فیلم مستند در کنار فیلم های داستانی پررنگ تر شد و کم کم مشخص شد که مسئولان جشنواره ظاهرا اصل ماجرا را درک نکرده اند. آنها فراموش کرده بودند که قرار است تعدادی فیلم با هم رقابت کنند نه ۲ فیلم مستند با تعدادی فیلم داستانی تا اینکه بالاخره فاجعه در برنامه «هفت» اتفاق افتاد. داوران عزیز متذکر شدند که اصلا ۲ فیلم مستند را داوری نکرده اند و به دبیر جشنواره گفته اند که لازم است از این فیلم ها تقدیر شود. باز هم تکرار می کنم قصد بررسی آرای هیات داوران را ندارم چون آنها بر اساس سیاست هایی قدم بر می دارند که دبیرخانه جشنواره درست یا غلط برای آنها ترسیم می کند.

اما دبیرخانه فراموش کرده بود که قرار است تعدادی فیلم با هم رقابت کنند نه ۲۲ فیلم داستانی با ۲ فیلم مستند. البته دوستان و دبیر محترم حقیقتاً بی گناه هستند چرا که فقط از سر بی حوصلگی ۲ فیلم مستند را انتخاب و فراموش کرده بودند هدف همگام شدن با جریان روز دنیا در تولید و عرضه و پخش است نه اتفاقی از سر بی حوصلگی و آرام کردن تعدادی مستندساز. به هرحال متاسفانه اتفاق زشت و ترسناک افتاد و به نظر می رسد بسیاری از جشنواره امسال ناراضی هستند.

نمی دانم آقای داروغه زاده این مطلب را می خواند یا نه چون معلوم نیست سال دیگر دبیر باشند در این صورت شاید این یادداشت برایشان جذاب نباشد اما با توجه به شناختی که از آقای حیدریان دارم مطمئن هستم این نوشته به دستشان می رسد و امیدوارم با توجه به علاقه ای که به مستند دارند نیم نگاهی به شرایط تولید و اهمیت استراتژیک مستند در دنیای امروز بیندازند.

امروز تمام کشورهای صاحب نام در عرصه فیلمسازی که اتفاقا بعضی از آنها از نظر ساختار سیاسی و اعتقادی با ما زاویه دارند تمام قدرت و سرمایه شان را در تولید مستندهای جذاب در حوزه های مختلف گذاشته اند و هیچ ابایی هم ندارند که از آن به عنوان سلاحی در جهت پیشبرد افکارشان استفاده کنند اما ما کجای داستان ایستاده ایم؟ وقتی در یکی از موضوعات پراهمیت و استراتژیک امروز کشور و منطقه فیلمی ساخته می شود که با هزینه اش می توان بیش از ۱۰۰ مستند تاثیرگذار در همان حوزه ساخت، چرا باید غفلت کنیم؟ چرا هنوز باور نداریم که مردممان برای مستند حاضر به خرید بلیت هستند؟

من از دبیر محترم خواهش می کنم نگاهی به جدول اکران امسال بیندازند و ببینند چند فیلم سینمایی استراتژیک که با حمایت نهادهای دولتی ساخته شده اند موفق به بازگشت سرمایه میلیاردی آن ارگان شده اند؟ کدام یک از فیلم های سینمایی که سرمایه گذاری آن توسط بخش دولتی صورت گرفته توانسته باورهای ملت ایران را در فستیوال های بین المللی به دنیا نشان دهد؟ می دانم جواب عزیزان چه خواهد بود.

قطعا تمامی کشورهای جهان برای پیشبرد اهداف و آرمان هایشان از تیغ برنده سینما استفاده می کنند و امروز صنعت سینما چیزی بیشتر از سرگرمی محسوب می شود اما کدام فیلم سینمایی آرمانگرایانه ما توانسته در جوامع بین المللی مردم جهان را با افکارمان آشنا کند؟ بیاییم برای یکبار هم که شده این هزینه را در سینمای مستند انجام دهیم و آن وقت ببینیم نتیجه ما در عرصه بین المللی در جهت نشان دادن فرهنگ و باورهای این ملت به کجا خواهد رسید. نمی دانم در این روزهای نزدیک به آخر سال مدیرانی هستند که حوصله خواندن این نوشته را داشته باشند یا خیر ولی این متن نوشته شد تا حداقل در تاریخ ثبت شود.

 

مطالب مرتبط
مطلب زنده
پربازديد